چند کلمه با گویش ملایری به همراه چند ضرب المثل ملایری
شا:شاه
شا مخشه شیخ علی خان نمخشه:شاه می بخشد شیخ علی خان نمی بخشد.
این ضرب المثل در جایی به کار می رود که مدعی اصلی از حق خود می گذرد
اما دیگری که صاحب حق نیست بر گرفتن حق پافشاری می کند.
شاته:لواش
شاته تیری:نوعی لواش که در جشنها می پزند و شیرین می باشند.اوفاق هم گویند
شتری که در خونه همه خوفتیه:شتری که در خانه همه خوابیده است.
شاد کامی کردن:از رنج و بد بختیه دیگران خوشحال شدن
شاشش کف کرده:به بلوغ رسیده است
شاخ و شونه کشین:شاخ و شانه کشیدن.اظهار وجود کردن.داد و بیداد کردن.درگذشته
گداهان برای اینکه مردم را مجبور کنند تا به آنان چیزی بدهند شاخ گوسفندی را که به
همراه داشتند به شانه میکشیدند و از صدای نا خوش آن مردم به ستوه می آمده اند
و به گدا چیزی می داده اند.اما من معتقدم مطلب بالا نمی تواند درست باشد و
داستانها به نظر من این است که هنگامی که یک نفر می خواهد با دیگری گلاویز شود
سرش را به سر طرف مقابل میچسباند و فشار می دهد و شانه های خود را بالا می اورد
و به اصطلاح می خواهد حریف را بترساند و با این عمل از میدان به در کتد
شاکار:کار بی مزد.بیگاری .با شاهکار متفاوت است
شال دورکی:در بعضی از روستاهای ملایر در شب عید به پشت بامهای دیگران میروند
و شال خود را از دیچه آویزان می کنند و صاحب خانه چیزی در آن میگذارد.مثل
تخم مرغ یا سکه
شال مله بخاری:گزافه گویی می کند.شال به بخاری میگذارد.شال نوعی چوب میباشد
شد روغن و ر زمی:شد روغن و رفت زمین.گم شد و ناپدید شد
شتره نال مکردن پشه کوره یم لنگشه دا بالا:این ضرب المثل هنگامی به کار میرود
که شخص ضعیفی در میان عده ای قدرت مند اظهار وجود کند.(شتر را نعل می کردند
پشه کوره هم پای خود را بالا برد)
شانیت:کار بزرگ و افتخار آمیز.مثلا کسی کار زشتی انجام داده و مردم به طنز و کنایه
گویند :فلانی شانیت کرده.
شپل:نوزاد چند ماهه
شر:مندرس.پاره
شر:عجول.شتابان.شتاب زده
شرت شیسه:بی نظم و در هم و برهم.
شر ا ریش مباره:از رویش شر میبارد.آدم شروریست
شریک ا خو بی خدا وره خوش یکی درس مکرد:شریک اگر خوب بود خدا برای خودش
یکی درست می کرد.این ضرب المثل را هنگامی به کار می برند که بخواهند کسی را از
شراکت درکاری منع کنند
شرش و زوره:زورگوست و شر را به تو تحمیل می کند.
شلاشل:لنگان لنگان.با پای شل راه رفتن.
شلم خر:کسی که می خواهد چیزی را مفت بخرد
شلم شوربا:در هم و بر هم.بی نظم.
شمله کوره:مثل آدمهای نابینا چوب دستی را به هر طرف چرخانده اند
شوگاری که شومه از سر ایوارش ملومه:شبی که شوم است از غروب آن معلوم است
معادل سالی که نکوست از بهارش پیداست.
شیره کله رضی:شیرین و خوشمزه.مثلا به یکی غذا تعارف می کنند و او که می خواهد
از آن غذا نخورد و یا سیر است می گوید اگر شیره کله رضی هم باشد نمی توانم
بخورم.
شیر نر گوز ماده مزنه:این ضرب المثل جایی به کار می رود که بخواهند کسی را از
هیبت جایی یا کسی بترساند.یا بخواهند کسی را از رفتن به جایی بترسانند یا منع
کنند.
شیره پزون:موقع پختن شیره انگور.یعنی اواخر شهریور و اوایل پاییز
شیرپه شیرپ:صدای خنده بلند.قهقهه.می گویند صدای شیرپه شیرپ خنده اش تا سر
کوچه می آمد
شل بجومی سفت مخوری:اگه شول بجونبی محکم می خوری.یعنی اگر در کاری
سستی کنی ممکن است شدیدا متضرر شوی
شو:شب
شو:شوهر.تلفظ و این واژه صدایی بین ی و و است و لحظه کهکدان و واشان میباشد
شی نیز گویند.شییر به لهجه حسین آبادی شوور به لهجه ملایری است
شوییده پوییده:در هم و برهم.بی نشم.شیسه پیسه هم گویند
این وبلاگ با همت چندی از دانشجویان ict دانشگاه مهر اراک جهت اطلاع رسانی به همکلاسی ها تدوین و راه اندازی شده است.