حافظ،سعدی،فردوسی
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند پنهان خورید باده که تکفیر می کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می برند منع جوان وسرزنش پیر می کنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر می کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتی ست که تقریر می کنند
تشویش وقت پیر مغان می دهند باز این سالکان نگرکه چه با پیر می کنند
صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید خوبان در این معامله تقصیر می کنند
ما از برون در شده مغرور صد فریب تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند
قومی به جد وجهد نهادند وصل دوست قومی دگر حواله به تقدیر می کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر کاین کارخانه ای ست که تغییر می کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می برند منع جوان وسرزنش پیر می کنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر می کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتی ست که تقریر می کنند
تشویش وقت پیر مغان می دهند باز این سالکان نگرکه چه با پیر می کنند
صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید خوبان در این معامله تقصیر می کنند
ما از برون در شده مغرور صد فریب تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند
قومی به جد وجهد نهادند وصل دوست قومی دگر حواله به تقدیر می کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر کاین کارخانه ای ست که تغییر می کنند
"حافظ"
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط Jafar
|
این وبلاگ با همت چندی از دانشجویان ict دانشگاه مهر اراک جهت اطلاع رسانی به همکلاسی ها تدوین و راه اندازی شده است.